محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
64
خلاصة الحكمة ( فارسى )
سُوء الهضم سُوء الهَضم : عبارت از عدم انهضام طعام است هضم تام و تغير يافتن طعام است در معده به سوى بعض كيفيات رديه . « 1 » سَهَر / سُهار سَهَر : در لغت به معنى بيدارى است و در اصطلاح اطبا بيدارى بسيار بيرون از مجراى طبيعى است به سبب امر اختيارى از اشتغال به امور خارجيه و يا غير آن و يا به اسباب عرضى و مرضى ، مانند : هم و خوف و فزع و فكر و يا سوء مزاج يابس و يا سوء مزاج حار يابس بىماده و يا سوء مزاج بارد يابس مادى سوداوى و يا حار يابس مادى صفراوى و يا صعود ابخرهء غير منهضمهء حاره و يا غير اينها از اسباب و آن را سُهَار نيز نامند . « 2 » سيلان لعاب / كثرت بزاق كثرت بزاق : يعنى بسيارى لعاب و سيلان آن از دهن ؛ خواه در بيدارى و يا در خواب . « 3 » شادى مرگ / فرح مهلك شادى مرگ : موتى كه به سبب شادى بسيار كه به يكبارگى در طبيعت درآيد پيدا مىگردد . « 4 » شخوص / جمود / اخذه / مدركه / قاطوخس شُخُوص : مرضى است كه دفعتاً عارض مىگردد و صاحب آن به هر حالتى كه باشد ايستاده ، نشسته و يا خوابيده به همان حالت بماند و قدرت بر تغير آن نداشته باشد و
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . حكيم محمد اعظم خان ؛ اكسير اعظم ، ج 2 ، ص 20 . ( 4 ) . على اكبر دهخدا ، لغتنامه دهخدا ، نقل از غياث اللغات .